مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

49

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

در مقتل خوارزمى از قول او آمده است : ما درباره اين مرد جز اينكه با اين سخنش نفاق ورزيده است ، چيزى نمىدانيم . « 1 » علّامهء محمودى در اين مقام نيز حاشيهء جالبى دارد و مىگويد : نفاق به معناى اظهار ايمان و پنهان و پوشيده داشتن كفر است . اگر اين شعر يزيد كه مىگويد : « هاشم پادشاهى را به بازى گرفت و گرنه ، نه خبرى رسيد و نه وحيى فرود آمد » ، به معناى اظهار ايمان باشد ، پس معناى اظهار و اعلان كفر كدام است ؟ آيا ميان صراحت اين سخن يزيد در كفر به بعثت پيامبر ( ص ) و ميان سخنان دهريّون كه خداوند سخنشان را در اين آيه شريفه نقل كرده تفاوتى است ؟ « آنها گفتند : چيزى جز همين زندگانى دنياى ما نيست ، مىميريم و زنده مىشويم ؛ وجز روزگار ما را هلاك نمىكند . » « 2 » همانطور كه اين سخن دهريّون در انكار مبدأ هستى صراحت دارد ، سخن يزيد نيز در انكار رسالت كه ركن دوم دين است صريح است . همين طور آنچه خداوند از قول فرعون نقل مىكند : « من پروردگار بزرگتان هستم » « 3 » ؛ آيا ممكن است كسى با زبان عربى و معناى كفر ونفاق آشنا باشد و بگويد كه اين سخن فرعون در كفر صراحت ندارد ، بلكه به مفهوم نفاق يعنى پنهان داشتن كفر است ؟ گمان ندارم كه تفاوت ميان اين دو امر بر مجاهد پوشيده ماند و يا آنكه تفاوت آنها را ندانسته باشد ! چنين به نظر مىرسد كه او در هنگام بر زبان آوردن اين سخن و تفسير كفر صريح بر نفاق ، در فضايى از معاندان و تابع گرايشهاى اموى بوده و در نتيجه كفر صريح را به كفر غير صريح ، موسوم به نفاق تفسير كرده است ، تا آنكه از فتنه انگيزيها و مجادلات جاهلى آنان آسوده شود ؛ وگر نه موضوع روشن است و نيازى به طولانى نمودن سخن ندارد . « 4 » ستم يزيد بنياد حكومت بنى اميه بر ستمگرى نهاده شده بود و اوجش را در روزگار حكومت

--> ( 1 ) . مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 58 . ( 2 ) . الجاثيه ، آيه 24 . ( 3 ) . النازعات ، آيهء 24 . ( 4 ) . عبرات المصطفين ، ج 2 ، ص 292 .